خیار غبن
انواع غبن و ويژگي هاي خيار غبن
همان طور که گذشت قانون در مورد خیار غبن گفته است: هريک از متعاملين که در معامله غبن فاحش داشته باشد بعد از علم به غبن مي تواند معامله را فسخ کند.
برای خيار غبن مي توان ويژگي هائي برشمرد:
تعريف خيار غبن: خيار غبن اختياری است كه قانون در اثر عدم تعادل ارزش معاوضه مبيع با ثمن به متضرر داده است كه مي تواند معامله را فسخ يا به همان نحو قبول نمايد.
مجموعه دفتر وکالت حق گرا
پیشنهاد می گردد در صورتی که پرونده ای در دادگاه دارید قبل از هر کاری تمام مراحل را وکلای گروه حق گرا بسپارید تا در سریعترین زمان حکم را به شما تحویل دهند.
در تهران می توانید برای هر یک از امور حقوقی و یا ملکی ، ارث ، طلاق و… به یکی از نزدیکترین دفتر وکالت حقوقی حق گرا در شمال ، دفتر وکالت شرق و یا دفتر وکالت حقوقی شعبه غرب تهران ، دفتر مرکز شهر حق گرا مراجعه و پیگیری موضوع را به وکلای با تجربه ما بسپارید تا وکلای ما بتوانند در احقاق حق به شما کمک نمایند. ما آماده ایم در انواع پرونده های مربوطه به خانواده،ملکی، حقوقی، جزایی و…در کنار شما باشیم.
یک مطلب کلی قبل از مطالعه این بخش که باید همه بدونند ، اینه که مطالب توی اینترنت، خیلی بدرد توی دادگاه نمیخوره . این تجربه وکیله که هم زمان می تواند از یکی دفاع و یا بر علیه اون اقامه دعوا کنه و پیروز از دادگاه خارج بشه .
انواع خیار غبن
1- خيار غبن مختص يک طرف معامله نيست: در ميان خيارات مندرج در قانون برخي از خيارات است كه تنها به يك طرف از معامله اختصاص دارد و براي طرف ديگر حق فسخ وجود ندارد مثلاً خيار تأخير ثمن مخصوص بايع ( فروشنده) است و يا خيار حيوان فقط به مشتري اختصاص دارد در مقابل خياراتي هم وجود دارد كه براي هردو طرف معامله و عقد خيار موجود است مثلاً در خيار مجلس در اين مورد خيار غبن مختص يک طرف معامله نيست و شخص مغبون هرطرف که باشد با وجود شرائط مندرج در قانون براي او حق فسخ ايجاد مي شود.
2- خيار غبن اختصاص به عقد بيع ندارد و در ساير عقود معين نيز حسب مقتضا و شرائط عقد ممکن است وجود داشته باشد مانند خيار غبن در اجاره که مورد اجاره با اجاره بهاء باهمديگر سازگاري نداشته باشد.
3- خيار غبن در صورتي ثابت است که غبن فاحش باشد و توضيح بيشتر در اين زمينه در جاي خود خواهد آمد.
4- خيار غبن در معاملات وعقود معوض وجود دارد ولي در عقود غير معوض بدليل اينکه عوضين وجود ندارد غبني قابل تصور نيست و خيار غبن وجود ندارد.
انواع غبن
غبن دو نوع است فاحش و غير فاحش و البته گاهي قسم ديگري که غبن اَفحَش باشد را هم به اين تقسيم اضافه مي کنند:
1- غبن غير فاحش:
در صورتي که غبن عرفاً قابل مسامحه باشد غبن غير فاحش است اين ملاکي است که در قانون مدني پيش بيني شده است:
« غبن در صورتي فاحش است که عرفاً قابل مسامحه نباشد»
البته براي تشخيص اين که چه مقداري در عرف قابل مسامحه است هميشه ممکن است اختلاف پيش بيايد اين نوع از غبن خيار را بوجود نمي آورد .
2- غبن فاحش:
همانطوري که از بيان قبل هم مشخص مي شود غبن در صورتي فاحش است که عرفاً قابل مسامحه نباشد و البته همان اشکال قبلي در اينجا هم پابرجا است که ملاک تشخيص عرف چه است؟
ملاک ايجاد خيار فسخ وجود غبن فاحش است و معيار اساسي در فاحش بودن غبن همانطور که در ماده 417 اصلاحي قانون مدني ذکر شده است عدم تعادل ارزش تاحدي که از نظر عرف قابل مسامحه و چشم پوشي نباشد.
توضيح آن که ممکن است ارزش واقعي مال مورد معامله با آنچه که در عقد مورد توافق طرفين قرارگرفته است متفاوت باشد ولي صرف وجود تفاوت موجب ايجاد خيار فسخ نمي شود بلکه اگر تفاوت موجود به حدي باشد که عرف آن را موجب ضرر فاحش طرف عقد تلقي نمايد حق فسخ براي زيان ديده ايجاد مي شود در ماده 417 قبل از اصلاح سال 1361 براي تشخيص فاحش بودن غبن ملاک حداقل خُمس (يک پنجم) قيمت تعيين شده بود وچنين مقرر گرديده بود که تفاوت کمتر از يک پنجم عرفاً قابل مسامحه مي باشد ولي در اصلاحيه فوق ملاک مزبور حذف و تشخيص عرف جايگزين گرديد به نظر مي رسد اصلاح فوق منطقي بوده چراکه اگر ملاک کلي رجوع به عرف باشد تعيين ميزان قطعي در قانون ضرورت ندارد به علاوه اگر تعيين فاحش بودن غبن به عرف واگذار گردد مي توان در موارد مختلف با توجه به مقتضيات و شرائط گوناگون آن را مشخص نمود امروز دادگاه ها مسئله غبن فاحش را به کارشناس و خُبره ارجاع مي دهند ضمناً اضافه مي نمايد که ملاک غبن فاحش قيمت مبيع در هنگام عقد است .
3- غبن افحش:
غبن افحش به صورتي اطلاق مي شود که بيشتر از غبن فاحش و تفاوت به وضوح و روشني مشاهده شود.با اين وجود در تقسيمات متعارف و معمول کتاب هاي حقوقي کمتر از غبن اَفحَش ذکري به ميان آمده است.
اعمال حق فسخ در خیار غبن
با افزایش روز افزون تورم به خصوص در بحث اموال غیرمنقول که متاسفانه، امروزه به عنوان یک کالای تجاری سودآور برای دلالان تبدیل شده است، دادگاه ها با افزایش دعوای اعمال خیار فسخ به دلیل غبن روبرو شده اند، غبن در اصطلاح حقوقی به، زیان وارده بر یکی از متعاملین ( طرفین قرارداد ) معنی شده است، در این میان کسی که زیان دیده را مغبون و طرف دیگر را غابن می گویند.
در صورت دقت در قراردادهایی که بین طرفین تنظیم می گردد بندی به عنوان « طرفین تمام خیارات، از جمله خیار غبن را از خود ساقط نمودند ..» دیده می شود، بحثی که از منظر حقوقی دارای اهمیت است این است که آیا اسقاط کافه خیارات، شامل خیار غبن نیز می شود و آیا اصولا خیار غبن قابل اسقاط است یا خیر ؟
عدم تصریح به سقوط خیار غبن فاحش و افحش
به موجب ماده 448 قانون مدنی « سقوط تمام یا بعضی از خیارات را می توان در ضمن عقد شرط نمود »، پس شرطی که معمولا در قراردادها دیده می شود به جهت تجویز همین ماده قانونی است، قانونگذار این اختیار را به طرفین داده که بتوانند، حق فسخ خود را ساقط نماند، اما آیا اسقاط تمام خیارات شامل خیار غبن هست یا خیر؟ آیا اسقاط خیار غبن به طور مطلق موجب سقوط خیار غبن فاحش و افحش نیز می شود؟
آنچه از ظاهر ماده 448 قانون مدنی بر می آید این است که اسقاط کافه ( تمام ) خیارات شامل خیار غبن هم می شود و قانونگذار هیچ استثنائی برای خیار غبن در نظر نگرفته است؛ اما برخی صاحب نظران همچون دکتر صفایی و دکتر کاتوزیان معتقدند، در مواردی که اسقاط خیارات شده است این موضوع منصرف از غبن فاحش است؛ غبن خارج از حدود متعارف و چند برابر معمول داخل در تراضی طرفین نیست و شامل اسقاط کافة خیارات نیست. برخی حقوقدانان نیز مانند دکتر امامی با استناد به ظاهر مادة 448 این شرط را صحیح میدانند.
دکتر کاتوزیان در بحث سقوط قراردادها ( کتاب قواعد عمومی قراردادها، جلد 5، انحلال قراردادها، شماره 1004 ) چنین بیان فرمودند که « اسقاط خیار عملی ارادی است که با اعلان تصمیم مغبون انجام می شود ( ایقاع )، اثر و دامنه آن نیز تابع همان اراده است؛ پس، اگر مغبون بدین گمان که تفاوت قیمت در حدود غبن متعارف است خیار را ساقط کند و بعد معلوم شود که بهای قراردادی چندین برابر قیمت واقعی است، خیار غبن ساقط نمی شود…»
استنادات قانونی در این باب:
ماده 416 قانون مدنی:
هریک ازمتعاملین که در معامله غبن فاحش داشته باشد بعد از علم به آن، میتواند معامله را فسخ نماید.
ماده 417 قانون مدنی:
غبن در صورتی فاحش است که عرفا قابل مسامحه نباشد.
طبق ماده 418 قانون مدنی:
چنانچه در زمان انجام معامله نسبت به قیمت واقعی عالم بوده باشد، دیگر خیار فسخ نخواهد داشت.
طبق ماده 419 قانون مدنی:
شرایط معامله نیز باید در تعیین نمودن مقدار غبن لحاظ شود..
طبق ماده 420 قانون مدنی:
خیار غبن از خیارات فوری می باشد.
طبق ماده 421 قانون مدنی:
اگر کسی که طرف خود را مغبون کرده است تفاوت قیمت را بدهدخیار غبن ساقط نمیشود مگر این که مغبون به اخذ تفاوت قیمت راضی گردد.
رویه قضایی
رویه قضایی در خصوص اینکه آیا اسقاط خیارغبن به طور مطلق، شامل خیار غبن فاحش و افحش هم می شود یا خیر، موضع یکسانی ندارد وآرای متفاوتی در این خصوص صادر شده است، البته تمایل به عدم اسقاط خیار آنچنان که در مقایسه با آرا دیده می شود بیشتر است. چنانچه شعبه سه دیوان عالی کشور در دادنامه شماره 9209970909100013 مورخ 17/01/1392 در خصوص اسقاط حق فسخ ناشی از خیار غبن چنین بیان نموده است که « در صورتی که در عقد بیع، مطلق خیار غبن اسقاط شده باشد و مقید به مرتبه خاصی از آن نشده باشد، قانوناً و طبق موازین شرعیه، حاکی از مرتبهای ادنی از غبن است و در هر مورد که غبن فاحش و غیر متعارف باشد، اسقاط حق خیار غبن، نافی استفاده از حق خیار غبن فاحش نیست.» ( پژوهشگاه قوه قضائیه ) از سوی دیگر شعبه 25 دادگاه تجدید نظر استان تهران، اسقاط خیار غبن به طور مطلق را شامل غبن فاحش وافحش نیز می داند و در رای شماره 9209970222501637 مورخ 03/12/1392 چنین بیان نموده که « ثانیاً: مطابق بند 6-6 ذیل ماده 6 قرارداد صدرالاشعار و براساس حاکمیت مطلق ارادی طرفین متبایعین، کلیه خیارات ازجمله خیار غبن بهاستثناء خیار تدلیس، اسقاط گردیده و مطابق مقرره یادشده مطلق غبن اعم از فاحش و یا افحش یا حتی فحشاء و از هر درجه که باشد ساقط گردیده فلذا دعوی بدوی از این حیث نیز فاقد موقعیت قانونی بوده…» ( پژوهشگاه قوه قضائیه )
تصریح به سقوط غبن فاحش و افحش
اما آیا در صورتی که خیار غبن فاحش یا افحش هم به طور صریح در عقد ساقط شده باشد، این اسقاط دارای اعتبار است یا خیر؟
در فرضی که طرفین صراحت به اسقاط غبن فاحش بلکه افحش دارند، دو دیدگاه وجود دارد، گروهی به اسقاط خیار و صحت آن با در نظر گرفتن قاعده حقوقی « المؤمنون عند شروطهم » اصل لزوم قراردادها، اطلاق مادة 448 قانون مدنی نظر دارند و معتقدند در صورتی که در جایی که کافه خیارات از جمله خیار غبن ساقط می شود و ما قائل به اسقاط خیار غبن فاحش و افحش هستیم به طریق اولی در جایی که تصریح به اسقاط خیار غبن فاحش ولو افحش شده است، مسلما باید قائل به صحت این شرط شد؛ در مقابل عده دیگری به بطلان شرط و جاری بودن حق فسخ نظر دارند، از جمله دلایل این گروه قاعده « لاضرر و لاضرار فی الاسلام »، مخالفت با نظم عمومی ، غیر عقلانی و غیر اخلاقی بودن شرط و .. بیان شده است.
رویه قضایی
شعبة دهم دیوان عالی به تاریخ 18/1/72 به شمارة دادنامه 20/10 در تائید نظر اول چنین مقرر داشته « از آن روی که به موجب فروشنامه مستند دعوی کلیة خیارات از جمله خیار غبن به اعلی مرتبه از طرفین ساقط گردیده است، تمسک به خیار غبن فاقد موقعیت قانونی تشخیص شده است.» (بازگیر، 1379، ص307) ، همچنین شعبة سوم دیوان عالی، به تاریخ 5/7/87 به شماره دادنامه 410/3 در موضوع زمینی که به نصف قیمت معامله شده بود و در آن کلیة خیارات از جمله غبن اسقاط شده بود، نظر به اسقاط خیار غبن و صحت شرط اسقاط، حکم به صحت معامله داده است.(بازگیر، 1379، ص308)
ملاحظه می شود که در چند نمونه آرای قضایی که از دیوان عالی صادر شده است، نظر غالب به صحت شرط است، اما آرایی هم گاها ملاحظه می گردد که برخلاف نظر فوق، قائل به عدم صحت شرط هستند.
نتیجه گیری
اسقاط خیار غبن به طور مطلق، در رویه دادگاهها معمولا شامل غبن افحش نمی گردد، ولی می تواند شامل خیار غبن فاحش شود، زیرا آن قراردادی به علت غبن، قابل فسخ است که به تعبیر ماده 416 قانون مدنی « غبن فاحش » باشد، بنابراین منظور از « غبن » همان « غبن فاحش » است، پس به نظر می رسد، عدم ذکر « اسقاط خیارغبن فاحش »، موجب اسقاط « خیارغبن فاحش » می گردد، در صورتی که خیار غبن به طور مطلق ( بدون ذکر غبن فاحش ) ساقط شده باشد؛ اما بهتر است برای جلوگیری از اختلاف های بعدی، طرفین قرارداد، به اسقاط خیار غبن ولو فاحش و افحش تصریح کنند.
دادگاهها معمولا در صورت اسقاط غبن فاحش و افحش، دعوای فسخ قرارداد به همین منظور را رد می کنند، اگرچه عده ای معتقد به عدم سقوط خیار غبن فاحش و افحش به دلایلی از جمله غرری بون قرارداد، غیر اخلاقی بودن و غیر عقلایی بودن قرارداد و ..با توجه به فتاوای برخی از فقها هستند.
با توجه به مباحث فوق، توصیه می شود که طرفین قرارداد ( چه فروشنده چه خریدار )، قبل از هر معامله ای نسبت به قیمت روز مورد معامله آگاهی کامل داشته باشند و برای جلوگیری از طرح احتمالی فسخ قرارداد به علت مغبون شدن ، در قراردادها، ضمن اسقاط خیار غبن اعم از فاحش و افحش، تصریح کنند که « طرفین با آگاهی کامل از میزان مبلغ مورد معامله اقدام به انعقاد قرارداد می کنند.»
برای جبران خسارات خود پس از فریب در عقد چه باید بکنید؟
کسی که در معامله مغبون شده( زیان دیده ) ، در ابتدا میبایست…
با ارسال اظهارنامه رسمی از طریق دفاتر خدمات الکترونیک قضایی، مراتب اعلام فسخ خود را به جهت خیار غبن به طرف مقابل ( فروشنده) اعلام نماید.
النهایه مبادرت به تقدیم دادخواست تایید و اعلان فسخ به دادگاه عمومی محل وقوع ملک ؛بنماید ، النهایه دادگاه با ارجاع امر به کارشناس رسمی دادگستری ، حکم به تایید و اعلان فسخ می نماید.
علم و اطلاع واقعی مغبون ( زیان دیده ) از قیمت واقعی ملک ، موجب از بین رفتن خیار غبن می باشد بنابراین مغبون در حین معامله نباید قیمت واقعی مورد معامله را بداند.
خیار غبن فوری و فوریت آن:
مغبون بعد از علم به مغبون شدن ، باید فورا خیار غبن خود را اعمال کند.
صلح در معاملات چیست؟ و آیا خیار غبن در صلح هم جاری است؟
خیارغبن در کلیه معاملات معوض (مثل اجاره و خرید و فروش و…) وجود دارد ولی در معاملات غیر معوض ( هبه و…) وجود ندارد.
با توجه به اینکه خیار غبن، یکی از خیاراتی است که فقط مختص عقد بیع نمی باشد و ممکن است در عقودی دیگر( به غیر از هبه وصلح که صرفا تعین مبلغ ،بر مبنای مسامحه می باشد ) نیز وجود داشته باشد.پیشنهاد می گردد جهت مشورت با وکیل پایه یک دادگستری و دارای تجربه در این خصوص مشورت نمایید . برای ان کار کافیست با تلفنهای دفتر وکالت حق گرا که در ذیل صفحه آمد تماس بگیرید و یا به یکی از شعب ما مراجعه نمایید.
بیشتر بدانیم : اسقاط انوع خیارات
سوالات نطرح شده در خصوص خیار عبن
آیا با توجه به قید کلمه فوری در ماده 420 قانون مدنی فروشنده می تواند حدود شش ماه بعد ادعای غبن نماید و اصولاً نحوه اثبات و اطلاع از تاریخ علم شخص مغبون چگونه می باشد؟
با عرض سلام خدمت شما
فوریت موردنظر در ماده ی 420 قانون مدنی همزمان با علم به آن است و چنانچه فردی بعد از مدت طولانی از انجام معامله علم به قبل پیدا کند و فیالفور اقدام به استفاده از خیار بنماید و اسباب وقفه را نیز بتواند در دادگاه ثابت نماید این ترتیب منافاتی با روح ماده موردنظر ندارد.


سلام
پدر بزرگ من قبل از فوتش یک زمین ارزشمند چند میلیاردی روبه 950 میلیون به یکی از پسراش که ازش نگهداری می کرده فروخته ولی سند نزده و فقط یک مبایعه نامه دستی نوشته آیا ما می توانیم به عنوان وراث ادعای خیار غبن کنیم و معامله رو فسخ کنیم. ممنون از راهنماییتون
سلام
به استناد ماده ی ۴۱۸ قانون مدنی:
اگر مغبون در حین معامله عالم به قیمت عادله بوده است خیار فسخ نخواهد داشت. لذا اگر بخواهید معامله را فسخ کنید وکیل عموی شما می تواند به این ماده اشاره کند و بگوید پدر بزرگ شما با علم به قیمت روز زمین و برای سپاس از زحماتی که برایش کشیده شده این کار را کرده . پیشنهاد می کنیم مدارک مربوطه را برایمان ارسال نمایید شاید راهکار دیگیری از جمله محجوریت و یا تشکیک در امضا و … راهکار مناسبتری باشد